محمد الريشهري

471

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

سلام ( سلامت ) مقصود است و مراد از اين آيات ، اصل بودنِ خدا براى سلام ( سلامت ) است ، نه وصف ذات الهى به سلام و عارى بودن از عيب و نقص . قرآن " اوست خدايى كه جز او معبودى نيست ؛ همان فرمان‌رواى پاك سلامت [ بخش و ] ايمنىبخش نگهبان ، شكست‌ناپذير ، درهم كوبنده [ و ] متكبّر است . پاك است خدا از آنچه [ با او ] شريك مىگردانند ! " . حديث 1320 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : همانا سلام ، نامى از نام‌هاى خداى متعال است كه آن را در زمين ، نهاده است . 1321 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در يادكردِ احوال بهشتيان : مىگويند : اى پروردگار ما ! تويى سلام ، و از توست سلام ، و شكوه و ارجمندى ، تنها سزاوار توست . پس [ خدا ] مىفرمايد : " منم سلام و با من است سلام . شكوه و ارجمندى ، تنها سزاوارِ من است . پس به بندگانم خوشامد مىگويم . . . " . 3 / 33 سميع واژه‌شناسى " سميع " صفت " سميع ( شنوا ) " ، فعيل به معناى فاعل و از ساخت‌هاى مبالغه و برگرفته از مادّه " سمع " است كه در اصل ، شنيدن به وسيله گوش است . " سَمع " كه مصدر " سَمِع يَسمَع " است ، در معناى گوش نيز به كار مىرود . ابن اثير مىگويد : يكى از نام‌هاى خداى و الا " سميع " است ؛ يعنى او كسى است